مکتب باروک و مشخصات و تاثیرات آن

0

در این مقاله از مجله فرهنگی هنری مای استیج با مفهوم باروک  آشنا میشویم .

باروک چیست؟

  • باروک نه یک مکتب با نهضت ادبی مشخص و معین است و نه از نظر تاریخی و جغرافیائی به زمان و مکان معینی محدود است. بلکه عنوانی است که از اواخر قرن نوزدهم، نوگرایان به یک رشته قالبهای جمال شناختی در قرون گذشته که حالاتی خاص و غیرعادی داشته اند اطلاق کردند.

این کلمه در رشته های مختلف هنری از معماری و مجسمه سازی گرفته تا نقاشی و ادبیات و موسیقی و سینما بکار میرود. کلمه در اصل در جواهرسازی به مروارید نامنظم و یا به سنگی که تراش نامنظم خورده باشد اطلاق می شد.

سن سیمون Saint-Simon ان را به، «مؤسسه یسا اقدامی خلاف اداب رایج» اطلاق می کرد.

دائرهالمعارف میتئیک Methodique در سال ۱۷۸۸ آن را إنواع غرایب معنی کرده است تا اینکه ؤلفلین Wolfflin در ((اصول بنیادی تاریخ هنر)) در سال ۱۹۱۵ آن را یک برداشت جمال شناختی کلی نامید که «نقطهٔ مقابل هنر کلاسیک مستقیم و محدود است.»

به این ترتیب، باروک را به ویژه در ادبیات به صورت منفی تعریف می کنند و بطور خلاصه میگویند باروک آن چیزی است که کلاسیک نیست.

مبهم، متظاهر و غیرعادی است.

  • تئوری آن را نخستین بار بالتاسارگراسیان که نویسنده و فیلسوف اخلاق یسوعی (۱۹۰۱ – ۱۹۵۸) در اسپانیا بیان کرد. نمایندگان سبک باروک در ادبیات،گونگورا Gongora کشیش و نویسندهٔ اسپانیائی (۱۵۹۱-۱۹۲۷)، مارینو Marino شاعر ایتالیائی (۱۵۹۹-۱۹۲۵) و نیز نویسندگان دیگری در آلمان و فرانسه و انگلیس بودند.

شیوهٔ باروک گذشته از محیط بورژوازی، در میان محافل اشرافی و محیط مذهبی کلیسا و حتی در میان دهقانان هم کاربرد داشت، و حتی ظریف کاری های نویسندگانی که از این شیوه پیام روی میکردند در برخوردهای ایدئولوژیک رفورم و ضد رفورم هم موثر بود. باروک در اشعار مربوط به تکوین عالم و متافیزیک، نمایشنامه های تراژدی – کمیک، اشعار روستائی و شبانی و بالاخره در شیوهٔ خاصی که مونتنی Montaigne در اثر بزرگ و معروف خود، تتبعات بکار برده کاربرد مؤثر داشته است.

در اولین اشعار مالرب Malherbe نیز تأثیر آن مشهود است. باروک هنر تظاهر و تلالو است و بر پایهٔ نظام مقابله، شباهت و قرینه سازی بنا شده است. هنری است با ساختار بسیار قوی که در شعر و نثر آن، استعاره ها و کنایه ها همان نقشی را دارند که در معماریش قوس ها و مارپیچ ها و اشکال حلزونی، در ترکیب واحد ساختمانی . از استحکام اخلاقی و هنری تصنع در برابر طبیعست دفاع می کند. و با این ارزش گذاری به تظاهر و پدیدهٔ تفاخر عمومیت یافته، بیان ادبی را به صورت نمایش و ارائهٔ «ان روی ظواهر» درآورده است.

روبرگارنیه R. Garnier شاعر توانای قرن شانزدهم و ژان رونرو J. Rotrou نمایشنامه نویس برجستهٔ نیمه اول قرن هفدهم در نمایشنامه هایشان ابهام و پیچیدگی نقش و نقاب را ظاهر میسازند: هنرپیشه از خلال بازی در نقش دیگری، در واقع به سراغ خودش میرود. بازیگر و یا قهرمان نمایش باروک فقط قانون تناسخ را می شناسد. رفتن در لباس دیگری در واقع کشف حقیقت است.

  • تئاتر قرن طلائی اسپانیا میگوید که اگر زندگی رویا است، سراب نیز آینه است.

تظاهر و تفاخر مقدمه ای است برادراک خویشتن و زینت و لباس های آراسته وسیله ای است برای برافتادن نقاب از چهره در پایان کار، همانگونه که بحث دربارهٔ فصاحت مذهبی اثر «مارینو» در آغاز قرن هفدهم نشان میدهد.

 

Leave A Reply

Your email address will not be published.

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.