ساختار سه پرده ای از ارسطو تا فیلد

0

در این مقاله از مجله ی هنری مای استیج با ما برای شناخت ساختار سه پرده ای همراه باشید .

آغاز،میانه،پایان

این را ارسطو بیش از ۲۲۰۰ سال پیش گفت و هنوز هم معتبر است.ساختار سنتی روایت
عبارت است از داستانی که در سه پرده نقل می شود؛آغاز،میانه،پایان.
الان بیش از ۲۰ سال است فیلمنامه نویسان از ساختار سه پرده ای استفاده میکنند.در واقع
خیلی ها بر این باورند که فیلمنامه های امریکایی،از نظر ساختار،از ان موقع تا کنون تغییر
زیادی نکرده است.هرچند در مورد شروع اموزش ان در فیلمنامه نویسی بحث و جدل هایی
وجود دارد،اما سید فیلد در اثر کلاسیک خود به نام فیلمنامه:مبانی فیلمنامه نویسی،الگوی
سه پرده ای را معرفی کرد و این الگو از زمان چاپ ان کتاب تا کنون ،مورد تبعیت زیادی
قرار گرفته است.دست کم دو نسل از فیلمنامه نویسان ،موفقیت حرفه ای خود را مدیون
الگویی هستند که سیدفیلد در ۱۰۷۰ بر همگان اشکار کرد.

اصول اولیه

قبل از صحبت درباره ساختار سه پرده ای،شاید بد نباشد فیلمنامه نویسی و فیلمنامه را به
کارکرد و عناصر اصلی ان خُرد کنیم.
است برای فیلمی که در نهایت فیلم » طرحی مقدماتی « عموما پذیرفته شده است که فیلمنامه
برداری و تدوین خواهد شد.هرچند در کتابفروشی محله تان احتمالا میتوانید تعدادی
فیلمنامه برای خرید پیدا کنید اما قرار نیست فیلمنامه یک فرم هنری مستقل باشد.مقصود
اصلی از نوشتن فیلمنامه این است که برای کمک به خلق یک فرم هنری دیگر مورد استفاده
قرار گیرد)و اغلب تغییر کند(؛فرمی کاملا مستقل و جمعی.منظورم از فرم هنریِ کاملا
مستقل و جمعی،البته فیلمِ تمام شده است.
پس باید پرسید:فیلمنامه در اساس چیست؟
به عبارت ساده،فیلمنامه عبارت است از یک رشته صحنه ها که وقتی باهم خوانده
میشوند،داستانی را نقل میکنند.به عبارت دیگر،فیلمنامه)و فیلمی که از روی ان ساخته
میشود(داستانی است که در صحنه ها]ی متوالی[نقل میشود.بنابر این،واحد منفرد یک تعدادی از این صحنه ها نیز در کنارهم یکی از سه .

فیلمنامه عبارت است از واحد منفرد صحنه
پرده را به وجود می اورند.به عبارت دیگر،صحنه ها واحدهای منفرد هر پرده هستند.
نخستین بار توسط سیدفیلد وضع شد و خیلی ساده به معنای صحنه ای » نقطه پیرنگ « واژه
است که در ان اتفاقی،معمولا برای شخصیت اصلی،می افتد که کنش را به سمت تازه ای
سوق میدهد.
بنابراین  میتوان گفت نقطه پیرنگ در واقع چیزی جز یک صحنه نیست؛اما ایا اینطور
است؟مسلما نقطه پیرنگ یک صحنه گاهی رشته ای از صحنه ها است اما در عین
حال،نقطه پیرنگ صحنه خاصی است که کارکرد ان جدا کردن پرده هاست.در تئاتر برای
جداکردن پرده ها،پرده ی سالن را میبندند.اگر در سینما هم نیاز به این کار بود،پرده بعد از
هریک از این دو نقطه پیرنگ بسته میشد.

سیدفیلد،به عنوان مطلب معترضه،چندین نقطه پیرنگ را در هر فیلمنامه شناسایی میکند و
به نظر میرسد اهمیت بیشتر را برای نقاطی قائل است که نقش جداکننده ای را برای خودِ
پرده ها ایفا میکنند.این کار به نظر من گیج کننده و غیر ضروری است.در یک فیلمنامه ی
سه پرده ای،تنها به دو نقطه پیرنگ نیاز است.چیزهای دیگر صرفا صحنه هستند.تمام صحنه
ها باید در جهت پیشبرد پیرنگ عمل کنند،به همین دلیل نقطه پیرنگ خواندن انها به نظر
من ضرورتی ندارد.بنابراین در این کتاب،هرجا به نقطه پیرنگ اشاره میکنم،منظورم فقط
نقاطی است که پرده هارا از هم جدا میکنند.لیندا سیگر مشاور برجسته ی فیلمنامه از واژگان متفاوتی استفاده میکند و آنرا نقاط عطف مینامند .
اصطلاح باعث میشود مطلب را راحت تر درک کنید،از ان به جای واژه ی نقطه پیرنگ
استفاده کنید.

صحنه چیست؟

در ساختار سه پرده ای صحنه عبارت است از بازنمایی مکتوب چیزی که روی پرده خواهیم دید و شنید.صدا از
اهمیت اشکاری برخوردار است اما صحنه در وهله ی نخست متکی بر تصاویر
تصویر متحرک است که اساس فیلم را
تشکیل میدهد.
در فرم فیلمنامه،هر صحنه از سه بخش تشکیل میشود: ۱(عنوان صحنه یا توضیحات صحنه و یا/کنش (گفت و گو. ،)(» معرفی
بخش سوم گاهی ضرورت ندارد زیرا بدون گفت و گو هم میتوان خیلی چیزهارا در یک
صحنه به مخاطب انتقال داد.نکته مهمی که در داستان گویی در سینما باید به خاطر داشت
این است که بسیاری از صحنه های فیلم حاوی مقداری گفت و گو هستند،بنابراین من هم
ان را یکی از سه عنصر تشکیل دهنده ی صحنه قلمداد کردم.
این درحالی است که رمان نویس ها اغلب داستان خودرا با استفاده از افکار شخصیت ها
نقل میکنند اما افکار جایی در فیلم ندارند.

Leave A Reply

Your email address will not be published.

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.